اصول قراردادن ایمپلنت در فک

اصول قراردادن ایمپلنت در فک

هدف از این مقاله بررسی اصول قراردادن ایمپلنت در فک می باشد:

امروزه در ایمپلنتولوژی نوین این نکته کاملاً به اثبات رسیده است که نتیجه درمان جراحی بدون همکاری پروستودنتیست، تکنیسین پروتز و رادیولوژیست عمدتاً ناامید کننده بوده و در پاره ای موارد تنها راه حتی خارج کردن ایمپلنت ها خواهد بود.

به علاوه ثابت شده است که قراردادن ایمپلنت ها بصورت نامناسب میتواند منجر به افزایش غیرطبیعی فشارهای طرفی، از دست رفتن استخوان و در مواردی حتی شکسته شدن ایمپلنت شود.

مشکلاتی از این قبیل باعث شده است که قبل از هر نوع جراحی و قراردادن ایمپلنت به مسائل کمک تشخیصی توجه نموده و با تهیه کست های مطالعه، تهیه انواع wax-up تشخیصی، گرفتن انواع مختلفی از کلیشه های رادیوگرافی و موقعیت دقیق پروتز نهایی بیمار را مورد ارزیابی قرار داده و بهترین وضعیت قرارگیری ایمپلنتها را از قبل برآورد نمایند.

اخیراً بر مبنای این اندیشه، فلسفه جدیدی به دنیای ایمپلنتولوژی معرفی شده که اساس آن توجه به مسائل زیبایی و Function  قبل از اقدام به هرگونه درمان با ایمپلنت است.

اولین اصل در قراردادن ایمپلنت

 (Prosthetic-driven Implantology)

در این فلسفه جدید که Prosthetic-driven Implantology نامیده می شود، تکنیک های قالب گیری قبل از عمل Wax-up تشخیصی بر روی آرتیکولاتور و تعیین موقعیت دقیق اکلوژن قبل از هرچیز مورد توجه قرار می گیرد.

با تکیه بر این روش منطقی سعی می شود تا جراح قبل از جراحی ایمپلنت، از طریق برقراری یک تیم مشاوره، استفاده از پروتکل های درمانی پروتز، همکاری مشاور رادیولوژیست و تکنیسین لابراتوار بر مشکلات فرا راه قراردادن صحیح ایمپلنت فایق آید.

یکی از مواردی که در این رابطه همواره مورد توجه خاصی بوده است، استفاده از پروتزهای کمک جراحی یا به اصطلاح Surgical stents/template میباشد.

بنابر تعریف، به پروتز خاصی که در هنگام جراحی از آن برای پیدا کردن مسیر و زاویه درست قرار گرفتن ایمپلنت استفاده می شود Surgical stent گفته میشود.

روش های متفاوتی برای ساخت این ابزار مفید ارائه شده است که گاه تنها از روی Wax-up تشخیصی و بدون توجه به فک بیمار و گاه تنها برای تشخیص رادیوگرافیک و بدون توجه به موقعیت نهایی دندان های مصنوعی که قرار است برای بیمار گذاشته شوند، مورد استفاده قرار می گیرند.

قراردادن ایمپلنت توسط کست

 

صرف نظر از روش و هدفی که در ساخت Stent دنبال می شود،مشکلاتی نیز استفاده از آنها را با اشکال مواجه میکند:

♦ این قبیل تمپلیت ها معمولاً بر روی کستهای مطالعه ای که از بیمار به دست می آیند، تهیه می شوند:

به این ترتیب نقش بافت نرم لثه را سطح خشن و جامد گچ بازی می کند که هیچ گونه اطلاعاتی راجع به ضخامت بافت نرم یا شکل استخوان زیرین و یا عناصر حیاتی ما بین آنها به دست نمی دهد.

به علاوه محدودیتهای لاینفک موجود در رادیوگرافی های معمولی دندانپزشکی سبب می شود تا نتوان شکل واقعی این عناصر را به درستی در آنها تعیین و تفکیک نمود.

♦ محدودیت های طبیعی موجود در ساخت این تمپلیت ها مانع از آن می شوند تا در حین جراحی با ثبات و بی حرکت باقی بمانند و جراح بتواند به درستی موقعیت صحیح محل قراردادن ایمپلنت ها را با استفاده از آنها مشخص نماید.

علاوه بر این ها، در بسیاری از موارد مشاهده می شود که جراحان به دلایل مختلف نظیر لقی، بیش از حد حجیم بودن و یا دست و پا گیر بودن از استفاده از Stent طفره رفته و  آن را به کار نمی برند، که این خود عامل اساسی در بروز مشکلات متعددی است که قبلاً به آن اشاره شد.

♦ در برخی موارد حتی اگر از Template هم استفاده شود باز هم مشاهده می شود که جراح تا حدی که بتواند مرحله دریل اولیه (Pilot drilling) را انجام دهد، از آن استفاده می کند و باقی مراحل دریل کردن بدون حضور تمپلیت ادامه می یابد که خود می تواند سبب تغییر مسیر دریل و نامناسب شدن مسیر ایمپلنت ها گردد.

قراردادن ایمپلنت در فک

 

دریل کردن محل قراردادن ایمپلنت

موضوع اخیر از جمله موارد مهمی است که در مورد آن اتفاق نظر وجود داشته ولی اطلاعات اندکی در مورد آن منتشر شده است، چرا که در اکثر موارد آنچه که بیشتر مورد توجه قرار می گیرد مقدار حرارت ایجاد شده توسط دریل و نحوه کنترل آن است و غالباً به طبیعت Drilling که از اهمیت زیادی نیز برخوردار است توجهی نمی گردد.

این بدین معناست که معمولاً دریل کردن محل قرارگیری ایمپلنت در یک محیط کاملا غیر یکنواخت انجام می شود که متشکل از استخوان های متراکم و اسفنجی بوده و طبیعی است که این دو از نظر مقدار سختی کاملاً با هم متفاوتند.

بدین ترتیب در صورتی که دریل کاری در بین این دو ماده صورت گیرد به طور غریزی دریل به سمت ماده نرم تر یعنی استخوان اسفنجی تغییر مسیر می دهد.

این چنین انحرافات و جابجایی هایی در جهت دریل عمدتاً در حین جراحی قابل تشخیص نبوده و جراح تنها متوجه چرخش دریل در محل ورود به استخوان می شود.

در ناحیه دندان های قدامی هرگونه چرخش و تغییر جهت دریل به معنای عدم زیبایی پروتز نهایی و در برخی موارد بالاتر رفتن هزینه درمان به دلیل استفاده از انواع اباتمنت های مورب برای جبران چرخش است.

در ناحیه دندانهای خلفی این موضوع گاهی منجر به صدمه دیدن تنه عصبی، باز شدن سینوس و یا پرفوره شدن و ایجاد انواع Fenestration در ناحیه لبه های استخوان در باکال یا لینگوال محل قرارگیری ایمپلنت می گردد.

به نظر می رسد که تقریباً هیچ کدام از تمپلیت هایی که هم اکنون به صورت متداول مورد استفاده قرار می گیرند به دلایل ذکر شده قابل اعتماد نیستند و نمی توان از آنها انتظار داشت که مانع از انحراف دریل در هنگام جراحی شوند.

قراردادن ایمپلنت با دریل کردن

دومین اصل رادیوگرافی در قراردادن ایمپلنت

از جمله مواردی که نقش بسیار مهمی در کلیه معالجات مرتبط با قرار دادن ایمپلنت بازی می کند، استفاده از انواع مختلف رادیوگرافی و پرتونگاری است.

در طول دو دهه گذشته بارها سعی شده است تا به روش های گوناگون به طبقه بندی و نحوه استفاده صحیح از این فناوری در دندانپزشکی ایمپلنت پرداخته شود.

در این رابطه به دلیل اشراف بیشتر دندانپزشکان به انواع رادیوگرافی موسوم به تخت یا Plain-Radiography نظیر انواع Panoramic یا Periapical  استفاده از این نوع روش تصویربرداری متداول تر از باقی روش های موجود بوده است.

هر چند که روش های بسیاری برای استفاده بهینه از این نوع تصویربرداری تشخیصی برای قراردادن ایمپلنت ها ارائه شده ولی در سال های اخیر وجود مشکلات لاینفکی نظیر اعوجاج و عدم دقت کافی سبب شده است تا به کاربردی بودن این روش ها در تشخیص محل قرارگیری ایمپلنت با دیده تردید نگریسته شود.

دو بعدی بودن ذاتی، عدم نشان دادن استخوان فکین از سه بعد به طوری که بتوان شکل طبیعی و منحنی وار استخوان را تشخیص داد، مشکلات تکنیکی و عدم دقت لازم روش های رادیوگرافی تخت در مطالعات متعددی نشان داده شده است.

 

نمونه کار کلینیک دندانپزشکی پردیس

تصویربرداری سه بعدی پیشرفت قابل توجه در قراردادن ایمپلنت

شاید یکی از برجسته ترین ابداعات بشر در ۳۰ سال اخیر که خود سبب دست آوردهای شگرفی در زمینه تشخیص و درمان در شعب مختلف پزشکی شده است، دستیابی به روش های رادیوگرافی سه بعدی باشد.

این روش متحورانه که Computer-axial Tomography یا به اختصار CAT یا CT نامیده شده است، اولین بار در سال ۱۹۷۳ میلادی به جامعه پزشکی معرفی شد.

برای اولین بار در سال ۱۹۸۷ میلادی ارزش فوق العاده آن در معاینات سه بعدی فکین قبل از قرار دادن ایمپلنت به همگان معرفی گردید، مهم ترین مزیتی که باعث می شود تا به این روش در معالجات ایمپلنت بیشتر توجه شود، دقت قابل توجه و عدم اعوجاج و بزرگنمایی تصویر در این روش رادیوگرافی در مقایسه با روش های رادیوگرافی دو بعدی معمولی است.

وجود ارزش و اعتباری که بر این روش رادیوگرافی پیشرفته مترتب است، یک مشکل اساسی در این رابطه وجود داشته و دارد و آن اینکه تصاویر CT معمولاً از طریق چاپ بر روی کاغذهای مخصوص ارائه شده و پزشک برای دستیابی به بهترین موقعیت برای ایمپلنت ها بایستی تک تک تصاویر را در کنار هم قرار دهد.

برای غلبه بر این مشکل و به دلیل ماهیت دیجیتالی تصاویر به سرعت استفاده از کامپیوتر برای پردازش تصاویر رشد نمود و به همین منظور هم نرم افزارهای متعددی به جامعه پزشکی معرفی گردید.

تصاویر 3 بعدی در قراردادن ایمپلنت

 

همواره شاد و سلامت باشید

مرکز فوق تخصصی دندانپزشکی پردیس

2 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *